جریان شهادت حضرت زهرا.س.

به نقل از اسماء بنت عمیس

 

جريان وفات حضرت زهرا عليهاالسلام

 

تاریخ شهادت حضرت فاطمه (س )

 

مخفى بودن قبر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

 

السلام علیك یا سیدة نساء العالمین

 

اسماء بنت عمیس جریان وفات فاطمه زهرا سلام الله علیها را چنین تعریف می نماید:

هنگامی كه رحلت حضرت فاطمه نزدیك گردید به من فرمود: جبرئیل در موقع رحلت پدر بزرگوارم مقدارى كافور برایش آورد پدرم آن را سه قسمت نمود؛ یك قسمت را براى خودش برداشت، یك قسمت را به على علیه السلام اختصاص داد و قسمت سوم را به من داد. من قسمت خود را در کناری نهاده و اینك بدان نیاز دارم شما آن را برایم حاضر نما. اسماء حسب الامر فاطمه زهرا، كافور را حاضر كرد. آنگاه حضرت خودش را شستشو داد و وضو گرفت و به اسماء فرمود، لباس هاى نمازم را حاضر ساز و بوى خوش برایم بیاور. اسماء لباس ها را حاضر كرد. آنگاه پوشیده و بوى خوش استعمال نمود و رو به قبله در بسترش خوابید و به اسماء فرمود من استراحت می كنم تو ساعتى صبر كن سپس مرا صدا كن اگر جوابت را نشنیدى بدان كه من از دنیا رفته و مرده ام؛ آنگاه على علیه السلام را زود از رحلت من خبر كن. راوى گوید اسماء لحظه اى حضرت فاطمه سلام الله علیها را به حال خویش واگذار نمود. سپس آن حضرت را صدا كرد، اما جوابى نشنید. صدا زد «اى دختر حضرت محمد مصطفى! اى دختر كسى كه در مقام قرب به پروردگار به قاب قوسین اوادنى رسید!» ولى جوابى نداد. چون جامه را از روى صورت حضرت برداشت مشاهده كرد كه از دنیا مفارقت نموده است. خود را به روى حضرت انداخت و در حالتی كه او را می بوسید گفت: اى فاطمه آن هنگام كه پدر بزرگوارت را ملاقات نمودى سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت ابلاغ كن. آنگاه گریبان چاك زد و از خانه بیرون آمد. حسنین (ع ) به او رسیده از حال مادر پرسیدند او ساكت شد و پاسخى نداد. آنان وارد خانه شده، دیدند مادر دراز كشیده است. امام حسین (ع ) حضرت را تكان داد دید رحلت نموده است. رحلت مادر را به برادرش حسن (ع ) تسلیت گفت فرمود: اى برادر خداوند تو را در مصیبت مادر اجر و پاداش بدهد. امام حسن(ع ) خود را بر روى مادر انداخت و او را می بوسید و مى گفت اى مادر با من تكلم نما قبل از این كه روح از بدنم جدا شود. حسین جلو آمد و پاهاى حضرت را می بوسید و می گفت مادر من پسرت حسینم با من سخن بگو پیش از آن كه قلبم منفجر شود و بمیرم. آنگاه اسماء به حسنین(ع ) گفت: اى فرزندان رسول الله بروید نزد پدرتان على(ع )، و او را از مرگ مادر مستحضر نمائید. آن دو بزرگوار از منزل به جانب مسجد روانه شدند و صداشان به یا محمدا و یا احمدا بلند شده بود تا به مسجد رسیدند. صحابه به استقبال ایشان دویدند سبب گریه و ناله از آنان پرسیدند، گفتند مادر ما از دنیا مفارقت كرده است. چون امیرالمؤمنین على علیه السلام این خبر را شنید بر روى زمین افتاد و از هوش رفت و با پاشیدن آب آن حضرت به هوش آمد و چنین گفت: ای دختر حضرت ختمی مرتبت محمد(ص ) من بعد از تو خود را به كه تسلى دهم. هرگاه غمها و مصائب جهان به من رو می آورد تو وسیله دلداریم بودى اما بعد از تو چه كسى موجب دلدارى و تسلیت من خواهد گردید .گویى زبان حال على با فاطمه علیهاالسلام این بوده است: بعد پیغمبر ز اشرار عرب آنچه دیدم ظلم و طغیان و غضب

 

بودم از هر ابتلا بى واهمه شادكام از وصل تو اى فاطمه گر به خون دامان دل آلوده بود چون تو بودى خاطرم آسوده بود چون تو بندى از جهان بار سفر در فراقت بگذرد آبم ز سر اى انیس و مونس دیرینه ام داغ خود چون می نهى بر سینه ام

 

از چه ترك آشنائى كرده اى

وز على فكر جدائى كرده اى

 

وجود مقدس امیرالمومنین على علیه السلام بعد از رحلت حضرت فاطمه سلام الله علیها به شدت ناراحت شد و گریه و ناله اش بلند شد و در فراق آن حضرت این اشعار را سرود:

 

لكل اجتماع من خلیلین فرقته

و كل الذى دون الفراق قلیل

 

و ان افتقادى فاطما بعد احمد

دلیل على ان لا یدوم خلیل

 

جريان وفات حضرت زهرا عليهاالسلام

یعنى: هر اجتماعى از دو دوست، آخر به جدائى منتهى می شود و هر مصیبتى كه غیر از جدایى و مرگ است اندك است و رفتن فاطمه بعد از حضرت ختمی مرتبت پیش من دلیل است بر آن كه هیچ دوستى باقى نمی ماند. و در روایت معتبرآمده است كه چون على علیه السلام ، خانم را در هفت پارچه كفن كرد و پیش از آن كه بند كفن را ببندد، صدا زد: یا ام كلثوم یا زینب یا فضه یا حسن یا حسین هلموا و تزودوا من امكم الزهرا فهذا الفراق و اللقاء فى الجنة.

ام کلثوم، زینب، حسنین بیائید و از مادرتان بهره بگیرید كه هنگام فراق و جدایى رسیده و دیدار و ملاقات فاطمه به بهشت افتاد در این موقع بود كه حسنین (دو قرة العین) زهرا جلو آمده و می گفتند آه و واحسرتا كه با مصیبتى بزرگ روبرو شدیم و به فقدان جدمان حضرت محمد مصطفى و مادرمان فاطمه زهرا مبتلا شدیم. مادرجان هنگامی كه جدمان را ملاقات نمودى سلام ما را برسان و به آن بزرگوار بگو ما بعد از تو در دار دنیا یتیم گردیدیم. حضرت على علیه السلام می فرماید: من شهادت و گواهى می دهم كه در آن هنگام فریاد و ناله فاطمه زهرا بلند شد و دستهاى خود را دراز نمود و دو نور چشمانش حسن و حسین را در بغل گرفت و آهسته آنان را بر سینه خود چسبانید. در این موقع سروش غیبى و هاتف آسمانى ندا در داد: اى ابوالحسن! حسنین را از روى سینه مادرشان فاطمه بردار، به خدا سوگند این منظره ملائكه را به گریه انداخته است .

حضرت آنها را از روى سینه مادر مهربان بلند نموده، بند كفن را بست و همراه سایرین بر فاطمه نماز خواند و آنان حسن، حسین، عقیل، عمار، سلمان، مقداد و ابوذر بودند كه در نماز بر آن حضرت شركت داشتند.

و سپس حضرت را دفن کرد. چون حضرتش را در لحد نهاد فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله و بالله و على ملة رسول الله محمد بن عبدالله . اى فاطمه صدیقه من تو را به كسى تسلیم كردم كه از من اولى و شایسته تر است. براى تو آنچه مورد رضاى الهى است، همان را پسندیدم. و در حدیث معتبر دیگر در بحارالانوار علامه مجلسى روایت شده است : هنگامی كه بدن حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها سرازیر قبر مبارك گردید دستى از قبر بیرون آمد و او را گرفته و بازگشت نمود.

نظریه برخی این است كه آن دست رسول الله صلى الله علیه و آله بوده است كه پاره تن خود فاطمه را از على تحویل گرفته است.

و نیز در حدیث آمده كه على علیه السلام صورت هفت یا چهل قبر در بقیع ساخت. وقتی بزرگان مدینه از جریان رحلت حضرت فاطمه علیهاالسلام و دفن شبانه ایشان مطلع شدند، گفتند قبور تازه اى که در قبرستان بقیع ایجاد شده و تشخیص قبر حضرت فاطمه را بر آنان دشوار کرده؛ باید توسط عده اى از زنان مسلمان نبش شوند تا با بیرون آوردن جسد فاطمه ما بر آن بدن نماز بخوانیم.

این خبر به امیرالمؤمنین على علیه السلام رسید و فوراً براى جلوگیرى از نقشه آنان در حالی كه آن مظهر قهر و غضب الهى بسیار غضبناك و خشمگین شده بود و لباس زردى را كه در شرایط ناگوار و دشوار می پوشید بر تن داشت و ذوالفقار را به دست یداللهى خویش گرفته بود از منزل خود بیرون آمد و سوگند یاد كرد و فرمود: قسم به ذات قهارالهى اگر دست به یكى از این قبور بزنید و یك سنگ از آن را جابجا نمایید، هر آینه شمشیر در بین شما خواهم نهاد. عُمر و عده اى از یارانش به او رسیده گفتند اى ابوالحسن چرا این كار را انجام دادى؟ به خدا قسم ما قبرش را نبش می كنیم و بر او نماز می خوانیم .

در این هنگام حضرت امیر از جا جست و گریبان عمر را گرفته او را بر زمین كوبید گفت: اى عمر این كه دیدى من از حق خود دست برداشتم بدان جهت بود كه مردم مرتد نگردند و از دینشان برنگردند (یعنى مصلحت اسلام و وحدت مسلمین را رعایت نمودم) ولى در مورد قبر و اراده شومی كه نموده اید به خدایى كه جانم در دست اوست اگر سنگى از آن جابجا شود من زمین را از خون شما سیراب می كنم .

ابوبكر با كمال عجز و لابه جلو آمد و آن حضرت را به رسول الله سوگند داد كه دست از عمر بردارد حضرت امیر هم تقاضاى ابوبكر را پذیرفت و عمر را به حال خود رها نمود و مردم هم متفرق و پراكنده گردیدند.

همچنین روایت شده كه حضرت امیرالمومنین على علیه السلام بعد از دفن جسد حضرت فاطمه سلام الله علیها متوجه قبر حضرت رسول الله شد و عرض كرد: سلام بر تو اى رسول خدا از من و از جانب دختر عزیزت كه به زیارت تو آمده است و در جوار تو و بقعه تو خوابیده است. خداوند او را در میان اهل بیت اختیار كرد كه زودتر به تو ملحق گردد. تا آنجا كه عرض نمود: یا رسول الله دخترت بر آنچه از ناحیه امت از ظلم و ستم و غصب حق واقع شده همه را به شما گزارش می دهد كیفیت حال را از خودش بپرس. چه بسیارغم ها كه در سینه او روى هم نشسته بود كه به كسى اظهار نمی نمود و به زودى همه را به عرض شما خواهد رسانید و خدا از براى او حكم خواهد كرد و او بهترین حكم كنندگان است.

 

جريان وفات حضرت زهرا عليهاالسلام

 

تاریخ شهادت حضرت فاطمه (س )

تاریخ شهادت حضرت بر چند روایت در تاریخ ذکر شده است ولی روایت معروف سیزدهم جمادى الاولى و روایت صحیح ترسوم جمادى الثانی سال 11 هجرى است كه بنا بر قول اول 75 روز و بنا بر روایت دوم 95 روز بعد از رحلت رسول الله زندگى نموده است.

 

 

مخفى بودن قبر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

اگرچه موضع قبر و محل دفن حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها براى ائمه اطهار آشكار است ولى بر120

حسب حكم و اسرارى كه در كار بوده موظف به اظهار و افشاء آن نبوده اند مخصوصا كه خود حضرت فاطمه(س ) در توصیه و سفارشات خود بر اخفاء محل دفن خود اصرار داشته است .

اما در عین حال اهل تحقیق از آن صرف نظر ننموده بلكه كنجكاوى بسیار داشته اند كه بر محل دفن آن بزرگوار اطلاع حاصل نمایند؛ در نتیجه با قرائن و امارات به سه نقطه به عنوان محل دفن حضرت فاطمه زهرا دخت گرامی حضرت خاتم الانبیاء محمد مصطفى صلوات الله علیهما ظن قوى پیدا كرده اند.

اول روضه رسول الله پدر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها.

دوم خانه خود حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها.

سوم در بقیع.

كه مدفن و موضع قبر آن حضرت از این سه نقطه خارج نیست در كتاب مناقب ابن شهر آشوب آمده : شیخ طوسى رحمةالله علیه گفته است قول صحیح تر در مورد قبر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها این است كه آن حضرت در خانه خودش یا در روضه پیغمبراكرم صلى الله علیه و آله و سلم دفن شده است و مؤید و شاهد این قول حدیثی است كه از حضرت رسول الله نقل گردیده كه فرموده است بین قبر من و منبرم روضه و باغى است از باغهاى بهشت.

علامه مجلسى رحمةالله علیه در كتاب بحارالانوار از ابن بابویه نقل نموده كه گفته نزد من به صحت رسیده كه پیکر مطهر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را در بیت خودش مدفون نمودند و بعد از آن كه بنى امیه مسجد را توسعه دادند قبر فاطمه علیهاالسلام در مسجد واقع و جزء مسجد شد. صاحب كشف الغمه می نویسد: مشهور آن است كه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را در بقیع دفن كردند.

نظر به این كه جسد حضرت فاطمه زهرا پاره تن حضرت محمد مصطفى علیها افضل التحیة والثناء در روضه منوره پدرش دفن گردیده است اصح و اصوب از تمام اقوال است و شاهد و موید این نظریه آن است كه حضرت امیرالمومنین على علیه السلام در روضه پیغمبر خاتم صلى الله علیه و آله و سلم بر حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز خواند و سپس پیغمبر را مخاطب ساخت و فرمود سلام من و دخترت كه در جوارت قرار گرفت بر تو باد یا رسول الله و این كه دستى از قبر مبارك بیرون آمد و فاطمه را در برگرفت و مسلم است كه آن دست مبارك پیغمبر پدر بزرگوار فاطمه زهراى اطهر بوده است .

و نیز دارد كه از حضرت مولانا على بن محمد الهادى علیه الصلوة والسلام، به صورت كتبی سوال شده است. در این مورد سائل می پرسد: اگر صلاح می دانید محل بیت مادرتان حضرت فاطمه زهرا را بفرمائید و خبر دهید.

« أ هى فى طیبته او كما یقول الناس فى البقیع؟ فكتب هى مع جدى صلوات الله علیه و آله. »

آیا محل دفن مادرتان در طیبه است یعنى در مدینه منوره یا همانطور كه بین مردم مشهور است و می گویند در بقیع است؟ حضرت امام هادى علیه السلام در پاسخ مرقوم فرمود و نوشت آن حضرت با جدم رسول الله صلوات الله علیه و اله می باشد و این فرمایش حضرت تأیید و شاهد دیگرى است بر نظریه ما كه بگوئیم حضرت فاطمه زهرا با پدر بزرگوارش حضرت رسول الله می باشد.

در عین حال وظیفه ما شیعیان و محبان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها این است كه در تمام اماكن نامبرده آن حضرت را زیارت نماییم و در مقام زیارت بگوییم:

 

السلام علیك یا سیدة نساء العالمین.

السلام علیك یا والدة الحجج على الناس اجمعین.

السلام علیك ایتهاالمظلومة الممنوعة حقها.

السلام علیك یا بنت رسول الله . السلام علیك یا بنت نبى الله.

السلام علیك یا بنت حبیب الله . السلام علیك یا بنت خلیل الله.

السلام علیك یا بنت صفى الله . السلام علیك یا بنت امین الله.

السلام علیك یا بنت خیر خلق الله . السلام علیك یا بنت افضل انبیاء الله و رسله و ملائكته.

السلام علیك یا بنت خیرالبریه. السلام علیك یا سیدة نساء العالمین من الاولین و الاخرین.

السلام علیك یا زوجة ولى الله و خیر خلقه بعد رسول الله.

السلام علیك یا ام الحسن و الحسین سیدى شباب اهل الجنة.

السلام علیك یا ام المومنین. السلام علیك یا ایتها الصدیقة الشهیده.

السلام علیك ایتها الرضیة المرضیه.

السلام علیك ایتها الفاضلة الزكیه. السلام علیك ایتها الحوراء الانسیه.

السلام علیك ایتها التقیة النقیه. السلام علیك ایتها المحدثة العلیمه.

السلام علیك ایتها المعصومة المظلومه.

السلام علیك یا فاطمه بنت محمد رسول الله و رحمة الله و بركاته.

 

مرحوم محدث قمی رضوان الله تعالى علیه می گوید:

باید اعتراف نمود كه بیان فضائل و كمالات نامتناهیه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از حیطه احصاء خارج است و احدى نمی تواند از عهده بیان نعت و مدح این بانوى عظیمة الشان برآید جز این كه اقرار به عجز خود نماید.

 

كتاب فضل فاطمه هرگز تمام نتوان كرد

اگر مداد شود ابحر و قلم اشجار

 

كسى كه دم زند از فضل بى نهایت او

چو مرغكى است كه از بحر تر كند منقار

 

فاطمه زهرا علیهاالسلام انسانى است ملكوتى و جبروتى و لاهوتى صفات. و اوست كه میزان تام انسانیت و الگوى كامل آدمیت است و اوست كه ام ابیها و ام الائمه است و باید بسیار قدر بدانیم.

 

درآخر با توسل به ذیل عنایت آن حضرت اعلام می نماییم.

 

یا فاطمة الزهرا یا بنت محمد یا قرة عین الرسول یا سیدتنا و مولاتنا انا توجهنا و استشفعنا بك الى الله و قدمناك بین یدى حاجاتنا .یا وجیهة عندالله اشفعى لنا عندالله .

 

 

 

 

 

 

undefinedتتللللااددللل اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
پخش زنده شبکه های تلوزیون از وبسایت تبیان
 
 
 
  • همراه
  •  
  • چینی زرین مطالب
  • گیلار
  •  
  • گلستان
  • دکتر تاجبخش
  •  
  • بامیلو 2
  • اپیدو
  •  
  • ثریا متن

شهادت حضرت زهرا.س.

 

آیت الله وحید خراسانی (در تاریخ 1392/12/21در درس تفسیرشان) با اشاره به وظیفه مسلمانان در روز شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمودند: وظیفه هر مسلمانی نسبت به فاطمیه و حضرت صدیقه کبری(سلام الله علیها) بسیار سنگین است و وظیفه شما فهماندن عظمت و مقام و رفعت آن حضرت است.

این مرجع تقلید سپس با اشاره به این روایت از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله که أولُ من یدخل الجنة فاطمة فرمودند: با توجه به آیه وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ، أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ و قرب و تقرب سابقون، از اولین تا به افضل الاولین و الآخرین و خاتم الانبیاء و المرسلین که او اسبق السابقین است، می بایست اول من یدخل الجنه رسول خدا صلی الله علیه وآله باشد ولی آنچه محیّر العقول است این است که فرمود: من بر براق به محشر و جنت وارد می شوم اما جلوتر از من دختر من فاطمه است. آیا این چه مقامی است ؟

آی الله العظمی وحید خراسانی در ادامه سخنانشان به مقامات حضرت صدیقه کبری اشاره کرده، فرمودند: او چه کرده است که امامِ امام الکل است ؟ کاری که او کرده است منحصر به خود اوست. غرض از خلقت عالم و از خلقت آدم تا عیسی بن مریم، و ثمر تشریع و دیانت، به بعثت رسول خدا صلی الله علیه وآله محقق شد ولی علت محدثه خاتم النبیین بود و علت مبقیه سیدة نساء العالمین است و اگر او نبود حلم حسنی ، شجاعت حسینی ، عبادت سجادی ، مآثر باقری ، آثار جعفری ، علوم کاظمی ، حجج رضوی ، جود تقوی ، نقاوت نقوی ، هیبت عسکری و غیبت آن کسی که يملأ الله الأرض قسطا وعدلا بعد ما ملئت ظلما وجورا نبود.

این مرجع تقلید سپس به نقل روایتی از کتب عامه در کیفیت ورود حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)به صحرای محشر پرداخته، فرمودند: در آن روز و در آن غوغا که همه می گویند: وانفسا! آن حضرت به چه شکلی به محشر وارد می شوند که همه اهل عرصات از خود بی خبر می شوند و از آن عظمت، غرق در تعجب می گردند. او در حالی که بر تنش حله کرامت است محشور می شود و سپس بر او حله ای از حله های بهشتی می پوشانند که بر روی آن به خط سبز نوشته شده: فاطمه را به بهشت داخل کنید بر نیکوترین صورت و کامل ترین هیبت و به بالاترین کرامت و بیشترین بهره و نصیب.

آیت الله العظمی وحید خراسانی-مد ظله العالی- روایتی را از امام صادق علیه السلام نقل نموده، فرمودند: از امام علیه السلام پرسیدند: چرا فاطمه، زهرا نامیده شد؟ فرمود: چون خدا او را از نور عظمت خودش خلق کرد.

این مرجع تقلید در پایان بیاناتشان با اشاره به وظیفه هر مسلمانی نسبت به احیای شعائر فاطمیه فرمودند: یک عده عوام پیدا شده اند و در ذهنها رخنه ایجاد می کنند که این هیئتها و این عزاداری ها برای شهادت حضرت صدیقه طاهره زیاد است. دوران بیسوادی دوران ما است. شما که نخبه قم هستید به مردم بفهمانید که آنچه هست کم است. چرا؟ چون مصیبت فاطمه در این حد است که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: به خدا قسم! این مصیبت مصیبتی است که هیچ تسلایی برای آن نیست و مصیبت عظمایی است که جانشینی برایش نیست.

 

آیت الله وحید خراسانی (در تاریخ 1392/12/21در درس تفسیرشان) با اشاره به وظیفه مسلمانان در روز شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمودند: وظیفه هر مسلمانی نسبت به فاطمیه و حضرت صدیقه کبری(سلام الله علیها) بسیار سنگین است و وظیفه شما فهماندن عظمت و مقام و رفعت آن حضرت است.

این مرجع تقلید سپس با اشاره به این روایت از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله که أولُ من یدخل الجنة فاطمة فرمودند: با توجه به آیه وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ، أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ و قرب و تقرب سابقون، از اولین تا به افضل الاولین و الآخرین و خاتم الانبیاء و المرسلین که او اسبق السابقین است، می بایست اول من یدخل الجنه رسول خدا صلی الله علیه وآله باشد ولی آنچه محیّر العقول است این است که فرمود: من بر براق به محشر و جنت وارد می شوم اما جلوتر از من دختر من فاطمه است. آیا این چه مقامی است ؟

آی الله العظمی وحید خراسانی در ادامه سخنانشان به مقامات حضرت صدیقه کبری اشاره کرده، فرمودند: او چه کرده است که امامِ امام الکل است ؟ کاری که او کرده است منحصر به خود اوست. غرض از خلقت عالم و از خلقت آدم تا عیسی بن مریم، و ثمر تشریع و دیانت، به بعثت رسول خدا صلی الله علیه وآله محقق شد ولی علت محدثه خاتم النبیین بود و علت مبقیه سیدة نساء العالمین است و اگر او نبود حلم حسنی ، شجاعت حسینی ، عبادت سجادی ، مآثر باقری ، آثار جعفری ، علوم کاظمی ، حجج رضوی ، جود تقوی ، نقاوت نقوی ، هیبت عسکری و غیبت آن کسی که يملأ الله الأرض قسطا وعدلا بعد ما ملئت ظلما وجورا نبود.

این مرجع تقلید سپس به نقل روایتی از کتب عامه در کیفیت ورود حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)به صحرای محشر پرداخته، فرمودند: در آن روز و در آن غوغا که همه می گویند: وانفسا! آن حضرت به چه شکلی به محشر وارد می شوند که همه اهل عرصات از خود بی خبر می شوند و از آن عظمت، غرق در تعجب می گردند. او در حالی که بر تنش حله کرامت است محشور می شود و سپس بر او حله ای از حله های بهشتی می پوشانند که بر روی آن به خط سبز نوشته شده: فاطمه را به بهشت داخل کنید بر نیکوترین صورت و کامل ترین هیبت و به بالاترین کرامت و بیشترین بهره و نصیب.

آیت الله العظمی وحید خراسانی-مد ظله العالی- روایتی را از امام صادق علیه السلام نقل نموده، فرمودند: از امام علیه السلام پرسیدند: چرا فاطمه، زهرا نامیده شد؟ فرمود: چون خدا او را از نور عظمت خودش خلق کرد.

این مرجع تقلید در پایان بیاناتشان با اشاره به وظیفه هر مسلمانی نسبت به احیای شعائر فاطمیه فرمودند: یک عده عوام پیدا شده اند و در ذهنها رخنه ایجاد می کنند که این هیئتها و این عزاداری ها برای شهادت حضرت صدیقه طاهره زیاد است. دوران بیسوادی دوران ما است. شما که نخبه قم هستید به مردم بفهمانید که آنچه هست کم است. چرا؟ چون مصیبت فاطمه در این حد است که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: به خدا قسم! این مصیبت مصیبتی است که هیچ تسلایی برای آن نیست و مصیبت عظمایی است که جانشینی برایش نیست.

تاملی در فلسفه ی نمازو روزه استیجاری وپاسخ به برخی شبهات درباره ی ان

 

توجه شود که پای نهادن به بررسی احتمالات فلسفه احکام، بسیار ظریف و حساس است. پاسخ‌های ما در زمینه فلسفه احکام، تاملاتی شخصی و بنا بر این حدیث شریف است: «ما ادی العبد فرائض الله حتی عقل عنه: بنده، (حق) فرائض الهی را ادا نمی‌کند مگر (وقتی) که درباره آنها تعقل کرده باشد» و بنده معترف هستم که شاید در فهم برخی از حکمت‌های مورد نظر الهی اشتباه کرده‌ام و مطمئن هستیم که بسیاری زیبایی‌های پنهان این احکام از نظر ما دور مانده است. بنابراین به هیچ وجه این موارد را حکمت قطعی مورد نظر دین نمی‌دانیم اما فایده این است که وقتی به آن‌ها می‌اندیشید، زاویه‌های احتمالی بسیار متناسبی با هدف دین برایتان کشف می‌شود و روشنی را حس می‌کنید. گاه آن قدر به وجد می‌آیید که وصف آن در کلمات جای نمی‌شود. فکر کردن به فلسفه احکام (با اطلاع از جزئیات وحی) تنها برای پاسخ دادن به شبهات نیست بلکه بسیاری اوقات موجب می‌شود اولویت‌های مورد نظر خداوند را بهتر بشناسیم.

خیلی سؤال داریم

ابهامات درباره فلسفه نماز و روزه استیجاری زیاد است. برخی از سؤالات مطرح به شرح ذیل است:

  • چه لزومی دارد کسی که نماز و روزه قضای خود را نگرفته، به کسی پول بدهند تا نماز و روزه را انجام دهد؟ خدا که نیازمند نماز و روزه ما نیست؛ برای مرده هم فایده‌ای ندارد. پس چرا واجب است برای او نمازهایش را حتی در قبال پرداخت پول بخوانند؟
  • آیا این حکم، به معنای فروش بهشت نیست؟ (شبیه مسیحیت که بابت بخشش گناهان جریمه نقدی دریافت می‌کنند)
  • چرا برای نماز و روزه پول دریافت می‌کنند؟ زیباتر نبود که رایگان بخوانند؟
  • آیا موجب نمی‌شود برخی پول‌دارها‌ به این امید که پول نماز و روزه را برای خوانده شدن بعد مرگ پرداخت می‌کنند آن‌ها را به جا نیاورند و بگویند پولش را می‌دهم؟
  • امکان پرداخت پول برای نماز و روزه میت، باعث تبعیض علیه فقرا و امتیازی برای ثروتمندان نیست؟
  • آیا با این احکام توبه دشوار نخواهد شد؟ آیا امید به خداوند برای بازگشت کم نمی‌شود؟
  • نماز و روزه‌ای که به خاطر آن پول دریافت شود، چه ارزشی دارد؟
  • چرا قضای نماز همان مقدار است و قضای روزه‌ای که عمدی خورده‌ایم ۶۰ برابر؟
  • چرا گناهان بسیار بزرگی مثل زنا کفاره ندارد اما نماز و روزه کفاره دارد؟
  • روحانی‌ها و دفاتر مراجع تقلید، این حکم را برای نفع و تجارت خودشان راه نینداخته‌اند؟
  • چرا در این سال‌ها قیمت نماز و روزه استیجاری تورم زیادی داشته است؟
  • از کجا معلوم است که کسی که پول می‌گیرد، حتماً نماز را بخواند؟
  • آیا بهتر نیست این پول‌ها به جای نماز خواندن به فقیر داده شود؟
  • خدا می‌توانست دستور به جبران بعد مرگ ندهد و اگر هم داد، امکان انجام استیجاری (اجاره گرفتن و پرداخت پول) را فراهم نکند. چرا چنین نکرد؟

IMG09510871

و سؤالات دیگری به که حتی به عنوان نوعی تهمت نسبت به دفاتر مراجع دینی قابل بررسی است. تلاش داشته‌ایم با عنایت به روح قوانین اسلامی و دیگر حرف‌های اسلام، خوب بیندیشیم؛ اما ممکن است پاسخ‌های ما با مقصود خداوند فاصله‌هایی داشته باشد ولی به هر حال شبهه را برطرف می‌کند چرا که اطمینان شبهه ناک را می‌شکند. برای نمونه، ادعای شبهه این است که مطمئن است فلان کار هیچ حکمت معقولی نمی‌تواند داشته باشد و وقتی یک احتمال حکیمانه مطرح می‌شود، اطمینان او از بین می‌رود.

نماز و روزه استیجاری چیست؟

از نظر احکام اسلامی،‌ نماز و روزه‌های واجبی برای مسلمان در نظر گرفته شده است که اگر کسی نتواند آنها را در زمان مقرر انجام دهد، باید قضای آن‌ها را انجام دهد و اگر نتواند، باید بعد از مرگ او به جای وی قضا را بگیرند. بازماندگان می‌توانند به کسی پولی پرداخت کنند و او در عوض میت، نماز و روزه‌ها را به جای آورد. همه مسلمانان موظفند در هر مقطعی با وصیت، تعداد نماز و روزه قضای خود را مشخص کرده و بخواهند در صورت فوت، از بخشی از اموالشان برای ادای آن استفاده شود. تا زمان مرگ نمی‌توان برای نماز و روزه اجیر گرفت و ادای آنها بر گردن خودمان است و نباید کوتاهی کنیم.

نماز و روزه خواندن برای مرده چه فایده‌ای دارد؟

فایده واجب بودن قضای نماز در زمان زنده بودن شخص، محل تردید نیست. به هر حال خواندن نماز قضا موجب جبران برخی سستی‌ها خواهد بود. اما در مورد میت چه می‌توان گفت؟ خداوند می‌توانست بگوید کسی که توبه می‌کند اما فرصت قضا کردن نمازهایش را ندارد، بخشیده می‌شود. چرا بعد از مرگ باید برایش انجام دهند؟ مگر این خود آن شخص نبود که باید با نماز رشد می‌کرد؟ خواندن دیگران چه فایده‌ای برای روح و رشد او دارد؟

پاسخ این است که دستور به خواندن قضاها بعد از مرگ، فقط برای خود میت نیست بلکه اگر فایده‌های مهمی برای دیگران نیز داشته باشد، قابل دفاع است. برخی فایده‌های آن برای اجتماع، چنین به نظر می‌رسد:

۱٫    وقتی می‌بینی حتی بعد از مرگ عزیزانت باید نماز و روزه آنان را پیگیر شوی، ادای فریضه‌های خانواده‌ات برایت مهم می‌شود. برای فرزند بزرگتر مهم خواهد بود که پدر و مادرش نماز و روزه خود را اشتباه نخوانند. برای پدر و مادر مهم می‌شود که بار زحمت بر فرزندان و بازماندگان نیندازند. شاید خداوند این مکانیسم را برای یاد خدا توسط بازمانده‌ها نیز طراحی کرده باشد.

۲٫    برای آنان که در دنیا هستند و نماز و روزه سفارش می‌دهند و یا نماز و روزه استیجاری انجام می‌دهند نیز بالاخره یاد نماز و روزه و یا تکرار ذکرهای الهی که مقدمه توجه قلب است اتفاق می افتد.

۳٫    گذشته از همه این‌ها چه کسی گفته با خروج انسان از دنیا، رشد او در اثر ارتباط با دنیا اتفاق نمی‌افتد؟ اینکه میت درک می‌کند با وجود جدا شدن از دنیا دیگران به فکر نمازهای او هستند، می‌تواند توجهی برای او به نماز ایجاد کند و برای او اثرات مثبت روحی داشته باشد.

۴٫    همیشه باید حساب و کتاب نمازها و روزه‌های باقی مانده را داشته باشند تا بتوانند به دیگران سفارش کنند برایشان انجام دهند.

نکته بسیار مهم دیگر این است که فایده‌هایی عقلانی برای خود میت هم می‌توان بر شمرد که شاه بیت این نوشتار است:

۱٫    به نظر ما رشد انسان بعد از مرگ نیز ادامه دارد. (هرچند سرعت اثر عمل، به دلایلی که قابل بحث است، به شدت بعد از مرگ کم می‌شود) اینکه کسی در برزخ متوجه می‌شود عزیزانش به یاد او کار خیری را آغاز کرده‌اند، در او می‌تواند اثرگذار باشد. بنابراین تصور نکنیم کسی که از دنیا می‌رود، وارد محیطی منجمد خواهد شد و هیچ تغییری در او تا ابد ایجاد نخواهد شد. سرنخ روشن این نکته را در روایات و آیات می‌توانیم بیابیم. بنابراین با این نکته، خوانده شدن نماز به یاد کسی، می‌تواند تا حدودی جبرانی حقیقی (و نه فقط قراردادی) برای او باشد. بعید نیست همان طور که در دنیا مکانیسم‌هایی وجود دارد، همان طور که چیزهایی خاصیت‌های خوب و بدی دارند، در برزخ هم مکانیسم‌هایی وجود داشته باشد که کمک به رشد روحی و معنوی انسان نماید. برای مثال، شاید مناسباتی در برزخ موجب شود میت منتظر خیرات بازماندگان خود شود تا روحیاتی در او ایجاد گردد و رشدی برایش به وجود آید.

۲٫    فایده دوم، دلایلی روانی دارد. یکی از حالت‌های روانی که می‌توانیم در خودمان حس کنیم، این است که لحظه تصمیم برای خواندن یا نخواندن نماز و شرایط ادا کردن و نکردن روزه، حساب کتاب‌هایی می‌کنیم و جوانب موضوع را بررسی می‌نماییم. اگر خداوند می‌گفت قضای نمازی که عصیان کردی و نخواندی واجب نیست، بسیار راحت‌تر چشم را بر انجام آن می‌بندیم. اما وقتی مطمئن باشید و توجه داشته باشید که اگر الان نخوانید، بالاخره باید بخوانید و حتی اگر عقب بیندازید، بالاخره باید برایتان بخوانند و باید به این امید باشیم که آنان بعد از مرگمان از وصیتمان سرپیچی نکنند. تا زمانی که امکان ادای واجبات توسط خانواده وجود داشته باشد، باید در برزخ منتظر آن بمانید. وقتی به این موارد فکر کنیم، بسیار راحت‌تر خود را متقاعد می‌کنیم که تلاش کنیم نماز را در هیچ مقطعی ترک نکنیم. وقتی کسی به خاطر خستگی، تنبلی، سهل انگاری و … در مرز رها کردن نماز قرار می‌گیرد، اگر بداند بالاخره باید روزی آن را بخواند یا کسی برایش بخواند، به خود می‌گوید من که یک روز باید انجامش دهم، چه بهتر که الان مثل یک بنده خوب خودم انجامش دهم. ولی اگر مطمئن باشد که هروقت خواست توبه می‌کند و جبرانی نیاز ندارد، راه برای اینکه بعضی وقت‌ها راحت‌تر آن را ترک کند باز می‌شود. اینکه هر مسلمان بداند واجب است قضاهای مانده‌اش را هر لحظه در وصیت خود بنویسد تا امکان جبران توسط دیگران بسته نشود، تذکر است برای آنکه بیشتر به فکر انجام نماز و روزه امروز باشد.

راز و نیاز و مناجات

آیا با این احکام توبه دشوار نخواهد شد؟ آیا امید به خداوند برای بازگشت کم نمی‌شود؟

خداوند با پشیمانی، گناهان را می‌بخشد اما از توبه کننده می‌خواهد در حد توان گذشته را جبران کند. نکته این است که اگر فرصت جبران نداشت یا بازمانده‌ای برای جبران نداشت، بدون قید و شرطی، بخشش اتفاق می افتد.

چرا برای نماز و روزه پول دریافت می‌کنند؟ زیباتر نبود که رایگان بخوانند؟

حکم اولیه این است که بستگان و دوستان شخص (اولویت با پسر بزرگتر) نمازها و روزه‌های قضا را بخوانند اما از آن رو که خیلی‌ها نمی‌توانند چنین کاری را انجام دهند، اجازه داده‌اند از کسی دیگر در قبال پرداخت هزینه‌ای تقاضا کنند چنین کاری را انجام دهد. بنابراین امکان پرداخت پول به دیگری برای خواندن نمازها، آوانس و تسهیلی برای مردم است.

نماز و روزه‌ای که به خاطر آن پول دریافت شود، چه ارزشی دارد؟

در عموم موارد، اگر پولی در کار نباشد، شخص اجیر به نیت میت ما اقدام به نماز و روزه نمی‌کند. آیا نمی‌توان گفت انگیزه چنین نماز و روزه‌ای پول است و به همین جهت نیت نماز «قربت الی الله» نیست و باطل است؟ پاسخ این است که از نظر فقهی اگر کسی پول را دریافت کند و وقتی به نماز می‌ایستد، نیت قربه الی الله نداشته باشد و به خودش بگوید من فقط وظیفه دارم مثل ورزش کردن خم و راست شوم، نماز نه تنها ارزش ندارد، بلکه باطل است اما درست است که انگیزه وقت گذاشتن برای نماز از سوی شخصی که پول گرفته تا حدودی مادی است اما به هر حال باید هنگام نماز به خداوند توجه دارد وگرنه پول را می‌گفت و نماز نمی‌خواند. ضمن اینکه گفتن ذکر خدا و … گرچه در آغاز با انگیزه کارگری برای دیگری باشد، در نمازگزار بی اثر نیست هرچند ارزش آن نسبت به نمازی که بدون هیچ چشمداشتی باشد کمتر است. مرزهای فقه بسیار دقیق است. در واقع خم و راست شدن نماز استیجاری در برابر پول نیست بلکه قرار است پول را برای وقت و انرژی‌ای که می‌گذاریم دریافت کنیم. نیت، رضای خداوند است.

آیا این کار مشابه بهشت فروشی کشیشان نیست؟

بهشت فروشی، تفاوت‌های زیادی با نماز و روزه استیجاری دارد: ۱ – در مسیحیت، شخص گناهکار در زمانی که زنده است نیز می‌تواند با پرداخت مبلغی موجب بخشش گناه خود شود در حالی که در نماز و روزه استیجاری، زمان حیات تنها وظیفه ما سعی در جبران توسط خودمان است. ۲ – در مسیحیت، قول بخشیده شدن داده می‌شود اما در اسلام، کسی که نماز و روزه را به جای میت به جای می‌آورد ادعای بخشیده شدن شخص را ندارد بلکه بخشیده شدن او، چیزی میان وی و خداوند است و کسی که نماز و روزه را انجام می‌دهد همچون کارگری است که به خدمت دیگری در اختیار دیگری در آمده و بر اساس دستور او نماز و روزه به جا می‌آورد. ۳ – در اسلام بازماندگان می‌توانند و بهتر است خودشان واجبات میت را ادا کنند و به استیجار (پول دادن برای اینکه کسی دیگر بخواند) کشیده نشود. در واقع در اسلام دریافت این پول در انحصار عالمان نیست و آنها در این موضوع با بقیه مردم برابرند اما در مسیحیت، اولویت با پرداخت پول به کشیش است.

نکته‌ای که یادآوری آن مهم است، این است که قرار نیست همیشه بین اسلام و مسیحیت تقابل و جنگ برقرار کنیم. بسیاری از باورهای پایه ادیان ابراهیمی با وجود تحریفات بسیار، اشتراک دارد. قرآن کریم، از مسیحیت با تجلیل یاد کرده است هرچند وظیفه کسی که حق بودن اسلام را می‌فهمد را، مسلمان شدن می‌داند. انصاف این است که اگر پول دریافتی کشیشان به عنوان صدقه دادن برای صاف شدن دل نسبت به توبه باشد، فوایدی هم برای آن می‌توان درک کرد اما از نگاه اسلامی، اگر به عنوان خبر قطعی از بخشش الهی باشد؛ اگر زمینه اعتراف به گناه را فراهم کند و اگر بازدارندگی گناه را کم کند، نادرست است.

امکان پرداخت پول برای نماز و روزه میت، باعث تبعیض علیه فقرا و امتیازی برای ثروتمندان نیست؟

شخصی که زنده است،‌ باید در مهلت مقرر نسبت به نماز و روزه خود اقدام کند وگرنه مرتکب گناه شده و «اگر فرصت توبه پیدا نکند»، بعد از مرگ «حتی با وجود جبران توسط بازماندگان» ممکن است برخی مشکلات وی باقی بماند و جبران مادی کافی نباشد. وظیفه او این بوده که در مهلت باقی مانده عمر خودش، نماز و روزه قضای خود را به جای آورد؛ ضمن اینکه ممکن است وارثان او به نحوی از زیر هزینه کردن برای نماز و روزه قضای وی فرار کنند.
در مورد فقیر تصریح شده است که اگر کسی تلاش خود را در انجام قضاهایی که بر گردنش است انجام داد اما بازهم به انجام برخی از آنها موفق نشد، اگر مال یا وارثانی نداشته باشد که بتوانند برایش جبران کنند، بدون هیچ موخذه ای بخشیده می‌شود زیرا تکلیف از سوی خدای مهربان، بر اساس «وسع و توان» انسان است. بنابراین اگر از این جهت نگاه کنیم، کار فقیر آسان‌تر است زیرا ثروتمند باید منتظر باشد که بازماندگانش برای او اقدام کنند اما تکلیفی برای فقیر و خانواده فقیرش نیست.

اما از یک جهت، حکم نماز و روزه استیجاری به نفع فقرا و موجب کاهش فقر در جامعه است. معمولاً کسی که این کار را قبول می‌کند، نیازمنداست و نماز و روزه استیجاری بهانه‌ای برای پرداخت مبلغ به او در قبالی کار وی است. کاری  که بی فایده برای معنویت انسان نیست.

بنابراین فقیران، تنها دل خوش دارند به رحمت الهی که واسع است و ثروتمند، علاوه بر این دل خوشی، باید وصیت به جبران را نیز به درستی انجام داده و منتظر ادای وصیت توسط بازماندگان باشد. اینجا خوشا به حال فقیر.

مناجات با خدا

چرا قضای نماز همان مقدار است و قضای روزه‌ای که عمدی خورده‌ایم ۶۰ برابر؟

گرچه نمی‌توانیم ادعا کنیم توان رسیدن به حکمت آن را داریم، اما تلاش خود را به کار می‌بندیم. اجازه دهید در جستجوی حکمت این مسئله، آن را از نگاه «بازدارندگی و سنگینی جریمه» ببینیم. یک قانون خوب باید در عین حال که بازدارندگی از خلاف داشته باشد (یعنی موجب شود کمتر سراغ خلاف رویم)، آن قدر بازدارندگی و جریمه سنگینی نداشته باشد که اگر گاهی سستی کردیم، به خاطر سنگینی جریمه، در عمل توان ادای هیچ مقدار از جریمه را نداشته و گویا پل‌های پشت سرمان خراب شود.

بررسی بازدارندگی و سنگینی جریمه نماز

نماز واجب، مستمر است و هر روز ۵ نوبت باید انجام شود. در هنگام انجام هر کدام آنها ممکن است با اختیار انسانی خود تصمیم بگیریم بخوانیم یا نخوانیم؛ بنابراین بیشتر در معرض مخالفت هستیم. حتی بسیاری دین‌داران گاه در معرض سستی نسبت به آن قرار می‌گیرند. پس نباید جریمه آن خیلی سنگین شود چرا که در آن صورت بیشتر مسلمانان توان جبران را از دست می‌دهند.

در ضمن همین قضای یک به یک (یک قضا برای هر نماز خوانده نشده)، وقتی چند سال روی هم جمع می‌شود، گاه یه کی ماه می‌رسد و به قدر کافی سنگینی دارد و از این جهت بازدارندگی‌اش مناسب است.. ضمن اینکه بازدارندگی برای نماز از ناحیه توصیه‌ها و بیم‌های بیان شده در قرآن و روایات هم زیاد است. اگر بر اساس یک به ۶۰، کسی با ترک یک سال نماز، مثلاً ۶۰ سال قضا پیدا می‌کرد، حس بدی به او دست می‌داد.

بررسی بازدارندگی و سنگینی جریمه روزه

بنا بر این است که ۳۰ بار روزه در هر سال (در ماه رمضان) انجام گیرد (برخلاف نماز که ۱۸۲۵ نوبت در سال غیرکبیسه انجام می‌شود). با توجه به اینکه برای این ۳۰ روز روزه، در ماه رجب و شعبان توصیه به روزه‌های مستحبی می‌شود تا آمادگی برای ماه رمضان ایجاد شود و نیز تشویق‌های فراوان درباره این ماه و رحمت خاص الهی در رمضان زمینه را برای روزه واجب فراهم می‌کند، برای کسی که مسلمان است، احتمال انجام ندادن کمتر است. بنابراین جریمه‌ای بسیار سنگین (۶۰ روز که ۳۱ روز آن باید پشت سر هم باشد برای هر روزه) به دنبال دارد. بازدارندگی این جریمه نیز به این جهت زیاد است که حتی به جا نیاورده یک مورد روزه به طور عمدی برای شرع سنگین است و به خاطر نمود آن، می‌تواند موجب مرگ این واجب در جامعه و از دست رفتن تحول ماه رمضان شود. در واقع نمی‌خواهند حتی مسلمان به فکر خوردن عمدی و بدون عذر روزه نماید. (توجه شود در مواردی که ترس ضرر دارد، روزه نباید بگیرد و نیز در مواردی که بخواهد از روزه به علتی فرار کند نیز خداوند راه مسافرت را قرار داده است)

فراموش نکنیم که خداوند وضعیت معنوی و روحی جامعه مسلمین را در ماه رمضان نیز در نظر دارد. ماه رجب و شعبان و رمضان با آن توصیه‌های عبادی بزرگ و بیان رحمت و نگاه خاص الهی در این ماه‌ها، همگی در پی تغییر روحیه مسلمانان به شرایطی هستند که آمادگی بیشتری برای پذیرش روزه را داشته باشند. به باور ما، خداوند شرایط روحی مردم را برای وضع جریمه‌ها در نظر دارد. (همین تناسب تشویق‌ها و روحیه‌ها و سنگینی جریمه‌ها، در اعمال حج واجب نیز وجود دارد. بیندیشید.)

ممکن است کسی بپرسد برای کسانی که بالاخره به هر دلیلی از جمله محیط نامناسب سال‌ها روزه نمی‌گیرند چه؟ آیا واقعاً خدا خواسته پل‌های پشت سرشان خراب شود؟ آیا واقعاً پل‌های پشت سر آنان خراب شده و اگر نشده، آیا این موجب ناامیدی آنان نیست؟ برای مثال کسی که  ۵۰ سال مکلف بوده اما روزه نگرفته است، اگر بخواهد جبران کند، باید ۵۰×۳۰×۶۰ روز یعنی ۹۰ هزار روز روزه را ادا کند که تقریباً گرفتن آن غیرممکن است. آیا این موجب نمی‌شود که توبه را کنار گذارد؟ پاسخ این است که خدای مهربان، راه حل برای این شرایط نیز قرار داده است. از نظر نگاه اسلام، اگر کسی پشیمان شود و توبه کند، بلافاصله همه گناهانش بخشیده می‌شود. در عین حال، درباره نماز و روزه‌های قضا، باید تا حد توان (بدون اینکه فشار غیر قابل تحمل به خود بیاورد)، قضای نماز و روزه‌ها را شروع کند. هرچقدر ماند، آن میزانش را که مالی دارد یا دیگران رایگان ادا می‌کنند، ادا کنند و بقیه را خداوند با همان توبه می‌بخشد. همین. بنابراین راه هیچ گاه در نگاه اسلام عزیز بسته نیست.

چرا گناهان بسیار بزرگی مثل زنا کفاره ندارد اما نماز و روزه کفاره دارد؟

گناهانی همچون زنا، شراب خواری و مشابه این‌ها، حد شرعی دارد به این معنا که اگر تعدادی ببینند و نزد حاکم شرع شهادت دهند که او را در حال انجام آن عمل دیده‌اند، یکی از حدود متناسب شرعی (مثل شلاق) بر او جاری می‌شود که به نظر ما ارتباطی به بخشش یا عدم بخشش الهی ندارد بلکه به جهت بازدارندگی اجتماعی است. همین احتمال مجازات در کنار احتمال بالای به وجود آمدن عوارض طبیعی، در معرض خطر قرار گرفتن آبرو، احتمال شیادی و نیز وجود نهی‌های اخلاقی سنگینی که در دین داریم، همگی مجموعه‌ای از بازدارندگی را ایجاد می‌کنند. در روزه خواری شخصی (بحث ما روزه‌خواری اجتماعی نیست)، لااقل بازدارندگی از طریق مجازات حکومتی نداریم و نیز احتمال بالای عوارض شدید طبیعی وجود ندارد و به همین خاطر، بازدارندگی آن از طریق جریمه «یک به ۶۰» ایجاد شده است.

نکته دیگری که به نظر می‌رسد این است که اگر خداوند می‌خواست برای مثلاً زنایی که در جامعه علنی نشده، جریمه جبرانی  تعیین کند، چه چیزی را باید تعیین می‌کرد؟ چه چیزی می‌توان جبرانی متناسب برای زنا باشد؟ متاسفانه شنیده شده برخی ناآگاهان برای چنین گناهانی، روش‌هایی را برای جبران معرفی کرده‌اند که نه تنها از نظر شرعی لازم نیست، برخی در برخ موارد حرام است. برای مثال، شنیده شده گفته‌اند جان خود را در اختیار پدری که با یکی از اعضای خانواده‌اش گناه انجام شده قرار دهد در حالی که چنین جبران‌های خرافی، تنها موجب زنده شدن زشتی عمل و دامنه‌دارتر شدن معضل اجتماعی آن خواهد شد.

روحانی‌ها و دفاتر مراجع تقلید، این حکم را برای نفع و تجارت خودشان راه نینداخته‌اند؟

نویسنده‌ای ناآگاه مطلبی با عنوان «تجارت میلیاردی نماز و روزه میت!» نوشته بود و یکی از کاربران هم گفته بود‌: «نماز پولی، پر کردن جیب برخی‌هاست.» چند نکته در پاسخ به نظر می‌رسد:

هرکس که بتواند نماز و روزه صحیح با رعایت آداب معمول مردم متدین انجام دهد، می‌تواند این پول را بگیرد و نماز و روزه را ادا کند. فرقی بین روحانی و غیر روحانی در این مورد نیست. برخی آدم‌های متدین که می‌خواهند کثرت نماز و روزه را برای رشد بیشتر خود تجربه کنند یا آدم‌هایی متدین که خیلی نیازمندند، ادای نماز و روزه استیجاری به جای دیگران را قبول می‌کنند. بنابراین علت مراجعه این کار به دفاتر مراجع فقهی، اعتماد مردم به آنهاست و از نظر کلیه مراجع، این کار منحصر در آنان نیست. ضمن اینکه عموم کسانی که در دفاتر مراجع کار می‌کنند، به خاطر شاغل بودن در دفتر، احتیاجی به صرف وقت زیاد برای نماز و روزه استیجاری در قبال پول آن نداشته و معمولاً به اشخاصی مورد اعتماد در خارج دفتر واگذار می‌شود. با اندکی دقت می‌توان متوجه شد که مبلغ مربوطه نسبت به زحمت نماز و روزه، پایین است و نمی‌توان برای به جای آورنده آن، از لفظ «تجارت» استفاده کرد. حدود ۳ هزار تومان برای یک روز کامل (۱۷ رکعت) نماز، مبلغ زیادی نیست که کسی به آن طمع داشته باشد.

چرا در این سال‌ها قیمت نماز و روزه استیجاری تورم زیادی داشته است؟

یکی از سایت‌ها ادعا کرده است که از چند سال قبل تاکنون قیمت نماز و روزه استیجاری در کشور تورم زیادی داشته است و شاید ادعای یادشده با رنگ و بوی این سؤال مطرح شده که دفاتر دینی به دنبال تجارت از باورهای مردم هستند. البته ما در مقامی نیستیم که در این مورد اظهار نظر دقیق نماییم اما اجازه دهید دقتی در مبلغ فعلی استیجار نماز و روزه نماییم:

بررسی مبلغ فعلی نماز و روزه

به نظر می‌رسد امروز مبلغ نماز و روزه استیجاری گران نیست بلکه شاید سال‌های قبل خیلی ارزان بوده است. مبلغی که حتی اکنون (که ادعا شده تورم زیادی پیدا کرده) برای نماز و روزه دریافت می‌شود، نسبت به زحمت نماز و روزه خیلی مختصر است. می‌توانید امتحان کنید. به حساب ما اکنون یعنی بهار ۱۳۹۵، برای هر ۱۰ رکعت، ۲ هزار تومان دریافت می‌کنند. به نظر ما بهتر است ببینیم علت ارزان بودن بیش از حد آن در گذشته چه بوده است. شاید علت آنکه در گذشته خیلی خیلی ارزان بوده، این است که تعداد آدم‌های متدینی (که معمولاً سالخورده و منزل نشین بوده‌اند) که زمان زیادی را برای این کار صرف می‌کردند، زیاد بوده است و در حال حاضر با وجود رسانه‌هایی که همه وقت ما را می‌گیرند و با وجود فرصت‌های کم در سبک امروزی زندگی، مردم وقت کمتری برای این کار دارند (بحث ما، درست یا غلط بودن این شرایط نیست) توجه کنید که خانواده متوفی، بر ادای نماز و روزه شخص و حتی دریافت هزینه استیجار اولویت بیشتری دارند اما به این خاطر که این کار برایشان سخت است به دیگران می‌سپارند (وگرنه خودشان انجام می‌دادند) و این منصفانه و زیبا نیست که با این حال نسبت به مبلغ پرداخت شده، بر کسی طعنه زنند.

توجه: در این نوشتار، بنا نداشتم روال قبول و انجام نماز و روزه استیجاری در دفاتر دینی را بررسی کنم چرا که اطلاع دقیقی از آن ندارم. اشاره به این بخش نیز به آن جهت بود که ظلم و کژفهمی روشنی نسبت به عملکرد دفاتر در این مورد حس کردم و به برای تکمیل موضوع اشاره نمودم. اصل بحث، بررسی حکمت این حکم اسلام عزیز است و نه بررسی عملکرد دیگران.

از کجا معلوم است که کسی که پول می‌گیرد، حتماً نماز را بخواند؟

بنا بر آن است که در انتخاب اشخاص دقت‌های خاص داشته باشیم و شخص مربوطه، به میزانی قابل قبولی مورد اعتماد باشد. اگر کسی به هر علتی به دفتر یا شخصی اعتماد نداشته باشد، حق ندارد استیجار نماز و روزه‌اش را از او بخواهد و باید شخص مورد اعتماد خود را پیدا کند وگرنه واجب است خودش بخواند. از این جهت، فرض اینکه پول را به کسی فاقد اعتماد بدهند،‌ از ریشه نادرست و باطل است.

حال اگر خوب دقت کردیم اما شخص مربوطه با فریب، به دروغ ادعا کرد که به جا آورده و یا می‌آورد، در این صورت تکلیف از گردن بازمانده و میت برداشته شده است. بنابراین فرآیند اعتماد کردن که روحیه‌ای ارزشمند است ونباید در جامعه بمیرد نیز اتفاق افتاده بدون آنکه اعتماد کننده ضرر نماید. (خداوند عزیز در جایی که ما قدم‌هایمان را با سعی کافی و درست برداریم، جبران خواهد کرد)

آیا بهتر نیست این پول‌ها به جای نماز خواندن به فقیر داده شود؟

انگار دیواری کوتاه‌تر از دیوار دین نیست. برای پاسخ به این سؤال، می‌توانیم به چند نکته اشاره کنیم:

۱٫    گرچه رفع فقر و رنج‌های انسان‌ها، باید در اولویت وظایف یک مسلمان قرار بگیرد اما فرض کنید کسی با تعقل به این نتیجه رسیده که آخرت وجود دارد و رشد ما در آن ادامه دارد. در این صورت، تنها مرفه زندگی کردن انسان‌ها برای رسیدن به آن هدف بزرگ و اخلاقی، کافی نیست و بر اساس اعتماد به وحی، عبادت نیز لازم است. مطلبی درباره «نیاز بشر به عبادت»  داریم که به زودی در پایگاه ثبت خواهد شد و می‌توانید در آینده نزدیک به آن مراجعه نمایید.

۲٫    به باور ما دین‌دار واقعی، به خاطر لطافت روحی ناشی از ایمان و به خاطر دستورات دینی، هوای یتیمان و فقرا را بسیار خواهد داشت. البته ممکن است موارد خاصی نیز وجود داشته باشد که چنین نباشد اما به نظر ما اگر کسی در ظاهر دیندار باشد و آگاهانه به فقیر اهمیت کافی ندهد،‌ تا حدودی از دایره دین خارج می‌شود. (سوره مبارکه ماعون، شاهد این نکته است.) بنابراین راه جلوگیری از حرص بشر و راه کاهش فقر، دین‌داری است که بخشی از دین‌داری، اهمیت به عبادات است.

۳٫    هیچ منافاتی ندارد و بلکه منطقی‌تر این است که هزینه نماز و روزه استیجاری را به فقرایی که می‌توانند نماز و روزه صحیحی انجام دهند و مورد اعتماد باشند دهیم. به عبارت دیگر به نظر ما از آن جهت که معمولاً در قبال خواندن نماز و گرفتن روزه، پولی که داده می‌شود تا حدودی ناچیز است (وگرنه خود بازماندگان می‌خواندند و حتی هزینه وصیت‌شده را خودشان بر می‌داشتند)، کسی که حاضر می‌شود این مسئولیت را انجام دهد را می‌توان از جمله فقرای جامعه محسوب کرد. البته همیشه چنین نیست اما به هر حال احتمال اینکه این پول‌ها به فقیر برسد، بالاست.

درد دل پایانی نویسنده

این متن، تلاشی بود برای فهم منظور خداوند متعال در وضع احکام مربوط به نماز و روزه استیجاری. وقتی می‌اندیشید، آن قدر لطافت را به نظرتان می‌رسد که مطمئن می‌شوید حکمت‌های بزرگ‌تری نیز هست که آنها را ندیده‌ایم و ان شاء الله یک روز از آنها آگاه خواهیم شد. عزیزانی که برخی بخش‌های این مطلب دلشان را راضی نمی‌کرد، این سؤال را از خود بپرسند که اگر خداوند این دستور را نمی‌داد، چه باید می‌گفت؟ چه حکمی بهتر از این بود؟ آن وقت نسبت به جایگزین آن بررسی نمایند.

ما حاضریم در این تأمل شما را یاری کنیم و خود نیز از تعقل شما بیاموزیم. هر بابی از احکام الهی را که با دقت بررسی کردیم، معقول و زیبا یافتیم. اگر کسی خلاف این ادعا به نظرش می‌رسد، دلیل خود را بیان نماید تا منصفانه با یکدیگر همفکری نماییم. (قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ هذا ذِکْرُ مَنْ مَعِیَ وَ ذِکْرُ مَنْ قَبْلِی: بگو: «دلیلتان را بیاورید! این سخن کسانی است که با من هستند، و سخن کسانی [= پیامبرانی‌] است که پیش از من بودند!»- الأنبیاء، ۲۴)

عزیزانی که از این نکته‌ها سرمست شدند، خدای را سپاس گویند و در مسیر زیباتر دیدن و زیباتر عمل کردن حرکت کنند.

وظیفه فرزند در قبال نمازوروزه قضا پدر ومادر

وظیفه فرزند در قبال نماز و روزه پدر و مادری که نسبت به انجام وظایف شرعی خود بی توجه اند، چیست؟
پرسش
نماز و روزه خریدن برای کسی که فوت کرده و خودش در زمان حیات سالی حدود یک ماه نماز می خوانده و در سلامت بوده چه حکمی دارد؟
پاسخ اجمالی
طبق نظر اکثر فقها نماز و روزه قضای پدر بر پسر بزرگ تر واجب است؛ یعنی بر پسر بزرگ تر واجب است نماز و روزه های فوت شده پدر را بعد از مرگش یا خود انجام دهد یا کسی را اجیر کند. البته برخی از مراجع نماز و روزه پدر و مادر هر دو را واجب می دانند.


باید توجه داشت که برخی از فقها می فرمایند این تکلیف (وجوب قضای نماز و روزه پدر یا پدر و مادر) حتی اگر پدر و مادر از روی نافرمانی نماز و روزه خود را نخوانند، نیز متوجه پسر بزرگتر است، اما برخی دیگر می فرمایند در چنین صورتی واجب نیست یا بهتر است که پسر بزرگتر قضا نماید.